جوادشفیعی ثابت

وبگاه شخصی

جوادشفیعی ثابت

وبگاه شخصی

اربعین آیا پیاده رفتن است؟
یا که بین رَه به سرما خُفتن است؟
 
اهل ویزا زائِرند آیا فقط؟
مانده ها جا، خاسِرند آیا فقط؟
 
ایّها المشّایه سوی جانِ جان
با شما اِحرام بستم در نهان
 
من دلم زیر قدمهای شماست
من جلوتر یا شما این با خداست
 
دست من بند سُکّان امت است
گفت تکلیفت کنون این قسمت است
 
در یمین نَصر و یسارم حُوثیان
من علمدار و حرامم یک تکان
 
یا بجای آرید جای من سلام
یا بگویم از رموز حق کلام
 
همره مولای جانِ جان شوم
و آنچه اندر وَهم ناید آن شوم
 
یا که برگیرم ره اسرار لا
جسم در رِی، جسم دیگر کربلا
 
روح را از تن برون می افکنم
میشوم بی قید و بی خویش و تَنَم
 
لیک میدانم پیاده بهتر است
عشق بین راه عشق دیگرست
 
پا به پای عمّه رفتن در رَحیل
بهتر از پروازها با جبرئیل
 
الغرض از جانبم نائب شوید
مَرهمی بر غصه نائب شوید
 
نام من سیّد علی بن الجَواد
بر زبانم یا رضا و یا جَواد
 
حجت الاسلام والمسلمین ناصر اکبری
۰ نظر ۲۴ آبان ۹۵ ، ۰۹:۵۸
جواد شفیعی


۰ نظر ۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۰:۴۱
جواد شفیعی
تصویر نادیده از تاریخ دفاع مقدس؛ رزمندگان گیلانی و سنگرسازان بی سنگر با حضور شهیدابوالحسن کریمی و استاندارفقید وقت گیلان مرحوم فرحمندزاد و حاج آقا قانع فر مدیرکل جهادسازندگی گیلان و حاج آقا کامرانزاده مدیرکل کمیته امداد امام خمینی و حاج خسرومنسومی و حاج دانش شفیعی ثابت از مسئولین اوایل انقلاب جهادسازندگی و ستادبازسازی جنگ استان گیلان می باشد که در جاده اهواز به خرمشهر که احتمالا در اسفند1361 به ثبت رسیده است.


۰ نظر ۰۶ مهر ۹۵ ، ۰۸:۵۹
جواد شفیعی

در شب اجرای ترورشهید لاجوردی ، گروهک منافقین، طی بیانیه ای، به صورت رسمی، مسئولیت ترور را پذیرفت. ساعاتی پس از شهادت اسدالله لاجوردی، خبرگزاری جمهوری اسلامی که زیر نظر فریدون وردی نژاد اداره می شد، حاضر نشد عنوان شهید را برای لاجوردی به کار گیرد.

این مسئله حتی در سخنان رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه ظهر روز عاشورای (26 فروردین ) سال 79 نیز انعکاس یافت: من این درد درونى خودم را فراموش نمى‌کنم که در یک‌سال‌ونیم پیش، وقتى که شهید عالى‌مقام و سید عزیز و بزرگوار، شهید لاجوردى به شهادت رسید – کسى که چهره‌ بسیار درخشانى بود و بسیار کسان از مجاهدات او در دوران مبارزات و در دوران اختناق خبر ندارند که این مرد چه کرد و کجاها بود و چگونه زندگى کرد؛ چه زندان‌هایى کشید و چه زحمت هایى متحمل شد. بعد از انقلاب نیز بى‌تظاهرترین کارها را که سخت‌ترین هم بود، بر دوش گرفت و آخر هم شهید شد – یکى از روزنامه‌ها نوشت ترور لاجوردى، ترور نیست! یعنى آنها عنوان ترور را هم عوض کردند.


با شهادت لاجوردی دو بعد تازه از وی آشکار می گردد، بعد اول با انتشار وصیتنامه اش که نگرانی او از جریان منحرف سومی در انقلاب که آنها را منافقین انقلاب نامیده است، ژرف نگری وی آشکار می گردد، علی الخصوص که وی این وصیتنامه را در زمان حضورش در جبهه های دفاع مقدس در سال ۶۴ نگاشته بود و تا آن روز آن را همچنان به قوت خود باقی می دانست:

خدایا تو شاهدی چندین بار با عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را (همانها که التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را گرفته و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی وسپس… برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان (و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند.) به مسئولین گوشزد کرده ام، گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته، صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند به گونه ای که عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند.


۰ نظر ۰۲ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۰۲
جواد شفیعی

حاج سعید قاسمی به بهانه بازداشت حسن عباسی، در صفحه رسمی اینستاگرام و تلگرام خود یادداشتی منتشر کرد:


********************


برای حسن عباسی و این روزهایش
 
روح استادمان حاج محمد ناظری شاد که هنوز 2 ماهی نیست که  فقدانش را داغداریم. پیراستادجنگ های ویژه و نامنظم. هم او که دلاور مرد سپاه اسلام ، حاج قاسم سلیمانی اذعان کرد در بدو ورود به سپاه شاگردش بوده است. هم او که بخشی از نیروهای نهضتی جهان اسلام را آموزش داد و در این راه خواب و خوراک نداشت.
 
حسن جان ! همین مراسم هفتش بود که با هم خاطره زیبای به عقب آوردن ته مانده جسم مجروح تو از عمق 200 کیلومتری خاک عراق در عملیات کرکوک رامرور کردیم. بله، حاج محمد بعد از آن عملیات موفق برون مرزی به خود اجازه نداد که جنازه چند شهیدی که داده بودیم در میدان نبرد رها کند ( چیزی که این ایام روتین هر عملیاتی است) و به هر قیمت آنها را با قاطر روانه ایران کرد و تو را نیز  روی قاطر  9 روز از عراق و ترکیه با هزار مصیبت که جای شرحش اینجا نیست به ایران آورد.
 
 
تقدیر چیست نمیدانم؟ یکی مثل او با کلی کارهای زمین مانده در گرماگرم نبرد با تکفیری ها و ادامه آموزش شیر مردان جبهه حق برود، و یکی چون تو استوار و توفنده و پرخروش بماند برای این روزهای ( فتنه بزرگ) تا شاگردانی دلیر پرورش دهی برای جنگ نرم جدید پیچیده تر از نبرد رودر رو، تا خط را نگهدارند. هرچه باشد تو از نسل چریک های خانه بدوش عدالت و مرغان آمین شهادتی! نسل حاج محمدناظری ها!
 
حسن جان ! کیست که نداند چوب چه چیزی را می خوری؟! صورت مسئله مثل برجام لعنتی چقدر مضحک و مسخره است! همیشه هم دوستان نادانی هستند که نردبان دشمن می شوند، نه زمان را تشخیص می دهند و نه مکان را و در پازل دشمن بازی می کنند. قصه‌ای قدیمی.
 
حسن جان! در اثر بی بصیرتی خواص مثل بازی مار و پله گزیده شدیم و 12 سال به عقب برگشتیم. به دوران اصلاحات آمریکایی کذایی! به قولی خودشان، هر 9 روز یک بحران داشتیم، البته بحران های ساختگی خودشان. باز هم همان ترفند قدیمی آی دزد! آی دزد! و ادامه داستان. 
 
آخ که چه روزهای سختی بود. ملاقاتشان با جورج سورس و جلساتشان با آمریکایی ها و انگلیسی ها! ضربه مهلک به وزارت اطلاعات و سربازان گمنام نظام، قتل های زنجیره ای، کودتای کوی دانشگاه و فتنه 78، تحصن مجلس ششم، بحران در دانشگاهها، مطبوعات زنجیره ای که به تعبیر حضرت آقا پایگاه دشمن شده بودند، وزارت فرهنگی که نمی خواست ارشاد باشد، کمیته ایکس و برنامه فتح سنگر به سنگر نظام، کنفرانس ننگین برلین، خمپاره باران تهران و ستاد وزارت اطلاعات و ... سیاهه ای بلند بالاست از خیانت ها و خباثت های این جماعت. غبار سنگین بود و تلفاتمان بالا. 10 سال بعد دوباره از همان سوراخ گزیده شدیم. فتنه 8 ماهه 88.
 
در این سالها سناریو برای من و تو هم اینگونه نوشته شده که از کربلای شلمچه و حلب زنده بمانیم و حنجره خرج کنیم و کمی غیرت دینی و سومی که ادب مانع آنست تا اسمش را ببرم! همان که داشتنش این روزها حکم طلا را دارد. دوستان همه به تو سفارش کردند که چوب در لانه  زنبورها نکن! اما چه کنم که ما انقلابی بودن را از امام آموختیم که جنگ ما، جنگ اعتقاد بزرگ سربازان اسلام است علیه همه بی عدالتی ها در پهنه زمین و امروز، روز یقه گیری از همه کاسه لیسانی است که نوکری اجانب را می کنند و راه را برایشان باز می کنند. 
 
ما از امام آموختیم که انقلابی بودن صراطی است که از بطن هاویه آتش می گذرد و انقلابی ماندن مستلزم وداع با راحت و فراغت و دوری از صلح و سلم با اغیار و منافقین و خیانت پیشگان است. رحمت خدا بر آیت الله جوادی آملی که چه خوب وصف الحال این جماعت را گفت و درست زد وسط خال و گفت که چه کاره اند. القصه بگذاریم و بگذرم.
 
 
آی کهنه سرباز سپاه حق! سرباز سپاه امام حی، همان سید علی که خودش گفته، شمشیر را برداشته و وسط میدان از چپ و راست دارد می زند. هم چنان استوار و راست قامت بمان در این ایام نحس پساب برجام! این کف های روی آب هم رفتنی اند، مطمئن باش. چقدر خوب شد که فرصت استراحتی پیدا کردی! خوش به حال آوینی ها که دوباره مثل ایام انتخابات برایشان بین دونماز صحبت کنی! پرچمت بالاست و شاگردانت دعاگو!
 
عزیز برادر! ما در عصر فتنه های آخرالزمان به سر می بریم و به صبر و استقامت و چنگ زدن به حبل المتین ولایت وصیت شده ایم و چشمان تاریخی نگران ماست و تو چه خوب در این امتحان داری می درخشی!
 
واغثنا یا حجت بن الحسن العسکری
 
 سعید قاسمی/ جمعه 15/5/95/ مشهدالرضا
۰ نظر ۱۶ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۱۳
جواد شفیعی

شبکه آی فیلم سریال زیبای کوچک جنگلی را با کیفیت خوب پخش کرد؛ در قسمت آخر سریال دکترحشمت که به امان نامه دشمنان که در پشت قرآن کریم نوشته بود؛ دلبست و همان شد که در پارک شهر فعلی رشت در کنار ساختمان کلاه فرنگی که ما رشتی ها امروزه در آن به تفریح و ورزش میپردازیم؛ اعدام شد؛این سریال حرفهای زیادی برای دلخوش کردها به غرب و امان نامه هایش در عصر امروزی ایران اسلامی دارد...

و اما اصحاب آخرزمانی سیدالشهداء ؛ همین دوستان شهیدمان در دفاع از حرم اهل بیت؛ همان فرزندان شجاع میرزاکوچک خان جنگلی هستند؛ بیش از و پیش از همه شهدا؛با شهید سید اسماعیل سیرت نیا مانوس بودم و انصافا شهادتش برای جوانان گیلانی انسان ساز بود و هنوز مانده تا مظلومیتش آشکار شود.

گاهی می شنوم غیبتها و تهمتها را و می بینم دوستان جبهه انقلاب همچنان در گیر هوای نفس و دزد قافله هستند! واقعا چرا؟انگار هرچه بشتر سکوت کنی و بیشتر احترام بگذاری برخی... مگر نمی بینیم جماعتی مدافع فیش حقوقی نجومی؟جماعتی مدافع فلان شهردار؟ جماعتی مدافع فلان آمار کذایی اشتغال؟جماعتی مدافع فلان تفکر غربی؟جماعتی معطل فلان جشن و کنسرت و شطرنج؟جماعتی معطل تغییر دکوراسیونهای صدها میلیونی؟ جماعتی مدافع بی حجابی؟ جماعتی مدافع برجام بی جام؟ جماعتی مدافع انحراف و ریا؟ جماعتی مدافع کذا و کذا؟؟؟

سیرت نیا اول در همین شهر شهید شد؛سیرت نیا در همین شهر جهادکبیر کرد؛سیرت نیا از همین شهر خود را از میان برداشت و بخدا رسید؛سید از کنار ما قبرستان نشیان عادات سخیف تا سیدالشهدا رسید؛ با خودم هستم که در قبرستان معطل مانده ام...

«جهاد کبیر در عرصه سیاست شامل فریب نخوردن از دشمن و آگاهی از نقشه‌های اوست، در میدان اقتصاد نیز اجرای کامل اقتصاد مقاومتی و هضم نشدن در هاضمه اقتصاد جامعه جهانی است. همچنین این جهاد در عرصه اجتماع در به میدان آمدن‌ همه استعدادهای موجود در خدمت پیشرفت کشور تعریف می‌شود و در حوزه فرهنگ  و هنر نیز امر به انجام کارهای فرهنگی خودجوش توسط جوان‌های مومن و حزب‌اللهی و انقلابی شده است»

---------------------------------------------

پی نوشت:

1-اولا مطلب دل نوشته است و برای سایتی نمیفرستم که منتشر کنند؛لذا اگر کسی منتشر کرد منبع را ذکر کند؛در جایی دیدم کامنتهای نوشتند که باز فلانی خود نمایی کرد؛یعنی در این عصر ارتباطات در حد سایت شخصی و صفحه شخصی هم نمی توانیم دل نوشته بنویسیم؟ این جماعت پشت نقاب پنهان شده هر چه دلشان خواست اما تخریب مبکنند و بی ادبی...

2-این مطلب در اینستگرام با تصویری متناسب نشر یافته است  https://i.instagram.com/javadshafieisabet/

۱ نظر ۱۱ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۵۳
جواد شفیعی

به جهت گرامیداشت یاد مرحوم حجت الاسلام والمسلمین میرعبدالعظیمی از اعضای فدائیان اسلام و از یاوران گیلانی شهید نواب صفوی که اخیر به رحمت الهی پیوستند؛ تصاویری از آخرین دیدارم با ایشان که همزمان با سالروز شهادت حجت الاسلام والمسلیمن سیدمجتبی نواب صفوی از مجاهدان فدائیان اسلام بود؛ و بمناسبت پاسداشت یاد آن شهید گرانقدر در استان گیلان با جمعی از دوستان در منزل مرحوم حجت الاسلام والمسلمین میرعبدالعظیمی دیدار کردیم بازنشر میشود.

توفیق داشتم در جشن پیروزی انقلاب اسلامی در شهرستان شفت که با حضور حدود1300نفر در زمان تصدی فرمانداری آن شهرستان برگزار گردید از این شخصیت ارزشمند این شهرستان تقدیر نمائیم.بعضی ها آن روز این شخصیت ارزشمند شهرستان خودشان را نمی شناختند حتی در بین مسئولین محترم شهرستان ایشان کمترشناخته شده بود.

میرعبدالعظیمی



 

۰ نظر ۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۲:۰۴
جواد شفیعی

روزهای آغازین ماه خرداد یادآور جشنواره گل محمدی و گلاب گیری در روستای گیلده از توابع شهرستان فرهیخته شفت استان گردشپذیر گیلان است.
در سال 1391 این جشنواره با برنامه ریزی و تلاش مسئولین وقت شهرستان شفت و اهالی خوب روستای زیبای گیلده شفت زمانیکه حقیر فرماندار این شهرستان بودم با حضور خیل کثیری از مردم گیلان و بعضا مسافران خارج استانی با انواع برنامه های فرهنگی و هنری از جمله خوانندگی استاد وحدتی و سخنرانی مسئولین شهرستان و آئین های سنتی برگزار شد؛سه روز بعد از این مراسم بود که تقریبا برای اولین بار در تاریخ شهرستان شفت خبری از این شهرستان؛ تیتر اول روزنامه ای مهم و کثیرالانتشار در ایران شد .این تصویر اول روزنامه جام جم در تاریخ 91/3/7 می باشد که با تصویری از این مراسم به توضیح جشنواره روستای گیلده شفت پرداخت(این مطلب رپرتاژآگهی نبود و سلبقه خود رونامه بود). امیدوارم با پتانسیل خوبی که در استان گیلان در هر نقطه زیبا و پر برکت آن وجود دارد انگیزه های هنرمندانه و خداخواهانه مسئولان و مردم در کنار هم سبب رونق اقتصادی و گردشگری و اشتغال زایی در استان گیلان شود.

در سال 92 نیز چندین وام اشتغالزایی به اهالی علاقمند به توسعه گل محمدی و گلاب گیری در این روستا اهدا شد و راه این روستا نیز آسفالت گردید...اما دیگر جشنواره ای با آن خاطره های شیرین و زیبا در این روستا تکرار نشد...

قدر فرصتهای بینظیر گردشگری و اقتصادی و تولیدی و نشاط آفرین را در سال اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل باید مدیران استان بیشتر بدانند...


https://www.instagram.com/javadshafieisabet







۱ نظر ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۱۴
جواد شفیعی

مرتضی مطهری از جمله مهمترین ایدئولوگ‌های نظام اسلامی است. اندیشه فکری او در باب طرح‌ریزی جکومت اسلامی در قالب نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر دو اصل اساسی بود: اول رفع نیازهای جامعه و  دوم نو آوری.
 
مطهری به درستی به عنوان یکی از منادیان فکری انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از انقلاب یعنی نظام جمهوری اسلامی شناخته شده است. تردیدی نیست که وی ھم از لحاظ تئوریک و ھم از لحاظ پراتیک، نقش مهمی در تئوریزه کردن انقلاب اسلامی و آینده‌ نظام نوپای جمهوری اسلامی داشته است.

با وجود اینکه ترور او، انقلاب اسلامی را خیلی زود (حدود دو ماه و بیست روز پس از پیروزی انقلاب) از حضورش محروم کرد، با این حال، عمق اندیشه‌ دینی و همینطور آینده‌نگری او سبب شده است که آثار و آرای مطهری به عنوان بنیادهای نظری و فکری انقلاب اسلامی، پاسخگوی بسیاری از مقتضیات و مسائل پیش‌روی نظام جمهوری اسلامی باشد و هنوز با گذر زمان جایگاه خود را از دست نداده باشد. در این نوشتار قصد داریم تا نگاهی اجمالی بر شکل و محتوای نظام جمهوری اسلامی، مفهوم جمهوریت و اسلامیت و نیز ارتباط این دو مقوله با یکدیگر در آراء و اندیشه‌های او داشته باشیم.
 

*طرح فکری مطهری و توجه به دو اصل «نیاز» و «نوآوری»

از ویژگی‌های خاص مطهری شناخت عمیق و دقیق او از اوضاع و شرایط اجتماعی – فرهنگی روزگار بود. در مجموعه فعالیت‌های فکری دو اصل نیاز جامعه و اصل نوآوری همواره به چشم می‌خورد.1 در باب اصل اول باید گفت که روح حاکم بر همه آثار پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و اسلامی عصر است. او خود در این باب می‌فرمایند: «این بنده از حدود بیست سال پیش که قلم به دست گرفته‌ام، تنها چیزی که هدف قرار داده‌ام حل مشکلات و پاسخگویی به سوالاتی است که در زمینه مسائل اسلامی در عصر ما مطرح است.»2 در باب ویژگی دوم آثار باید گفت که اساسا به کارهای انجام نشده می‌پرداخت و راههای نرفته را می‌پیمود: «فکر من همیشه این است که مسائلی را عنوان می‌کنم که کمتر درباره آنها فکر و بحث می‌شود.» 3
 
*حکومت اسلامی در اندیشه مطهری

یکی از موضوعات مورد علاقه مطهری که در دستور کار علمی و فکری وی قرار داشت موضوع حکومت از نظر اسلام یا ولایت فقیه بود. وی حکومت را بیت القصیده و زیربنای تعلیمات انبیا بر می‌شمرد4 و به غفلت و بی‌توجهی فقیهان به نقش حیاتی و تعیین کننده حکم شرعی و ولایت فقیه انتقاد می‌نمود. از این رو بر آن بود تا بتواند موضوع حکومت از نظر اسلام را که قهرا در عصر غیبت با حاکمیت حاکم شرعی و فقیه جامع الشرایط پی گرفته خواهد شد تبیین بنماید. سکولاریسم و جدایی دین از سیاست را با ذات اسلام بیگانه دانسته و آن را میراث استعمار معرفی می‌کردند: «استعمارگران تلاش زیادی کردند تا در کشورهای اسلامی رابطه دین و سیاست را قطع کنند. از جمله این تلاشها طرح مساله‌ای است به نام علمانیت.»5

حکومت اسلامی مورد نظر مطهری شکل خود را در قالب الگوی جمهوری اسلامی پیدا کرد که سعی فراوانی در تبیین آن داشت. با این حال تلاشهای او در باب تبیین و آسیب شناسی نظام نوپای جمهوری اسلامی در همان مدت اندک بسیار راهگشا و مفید و سازنده بوده است. در اندیشه‌های مطهری پایه دینی نظام جمهوری اسلامی ریشه در نظریه ولایت فقیه و پایه مردمی آن، ریشه در نظریه جمهوریت در حکومتهای مردمسالار دارد که از وفاق بین ولایت فقیه و مردم سالاری، پدیده کاملا نوینی به نام جمهوری اسلامی به وجود آمده است.

*الگوی جمهوری اسلامی در اندیشه مطهری

در این بخش دیدگاه مطهری در مورد ماهیت مفاهیم جمهوریت و اسلامیت در نظام اسلامی، الگوی حکومت و نظام سیاسی در اندیشه وی را بیان می‌‌کنیم.
 
ا-جمهوریت به مثابه شکل نظام اسلامی

از نظر مطهری، جمهوریت، شکل نظام اسلامی و اسلامیت، محتوای آن را مشخص می‌کند: «جمهوری اسلامی از دو کلمه مرکب شده است. کلمه‌ جمهوری و کلمه‌ اسلامی، کلمه‌ جمهوری، شکل حکومت پیشنهاد شده را مشخص می‌کند و کلمه اسلامی، محتوای آن را.»6 مطهری پیرامون جمهوریت در نظام اسلامی می‌گوید: «همان‌طور که عرض کردم، مسأله‌ جمهوری، مربوط است به شکل حکومت، که مستلزم نوعی دموکراسی است. یعنی اینکه مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگیرند.» 7
 

2-اسلامیت به مثابه محتوای نظام اسلامی

مطهری درباره مفهوم اسلامیت حکومت می‌گوید: « ...یعنی پیشنهاد می‌کند که این حکومت، با اصول و مقررات اسلامی اداره می‌شود و در مدار اصول اسلامی حرکت می‌کند. چون می‌دانیم که اسلام به‌عنوان یک دین، در عین حال یک مکتب و یک ایدئولوژی، طرحی است برای زندگی بشر در همه‌ ابعاد و شئون آن »8 از دو تعبیر «این حکومت، با اصول و مقررات اسلامی اداره می‌شود» و «اسلام... طرحی است برای زندگی بشر در همه‌ ابعاد و شئون آن» ، استنباط می‌شود که مطهری، قائل به اعمال حداکثری اصول و مقررات اسلامی در حکومت است. یعنی جریان یافتن همه اصول و مقررات اسلامی در همه‌ ابعاد و عرصه‌های اداره‌ حکومت. 9
 
3-رابطه شکل (جمهوریت) و محتوا (اسلامیت) در جمهوری اسلامی

مطهری، مکرراً و تصریحاً، بر سازگاری اسلامیت و جمهوریت نظام تأکید می‌ورزید. او با نفی مبنای دوگانه نظام جمهوری اسلامی (مبنای جمهوریت و مبنای اسلامیت)، نظام سیاسی اسلام را نظامی یکپارچه دانسته و دو مقوله‌ جمهوریت و اسلامیت نظام را در هم تنیده معرفی می‌کرد:
 
                                         «در آینده، وقتی که مردم در دولت جمهوری اسلامی یک سلسله آزادیها و دموکراسیها را به‌دست آوردند، ممکن است بعضیها پیش خود اینطور تفسیر بکنند که آزادیها و دموکراسیها نه به دلیل اسلامی بودن این جمهوری، که به دلیل دموکراتیک بودن آن حاصل شده است. یعنی این جمهوری دو مبنا و دو بنیاد دارد: بنیادهای دموکراتیک و بنیادهای اسلامی و آنچه که به آزادی و حقوق فردی و دموکراسی ارتباط پیدا می‌کند، مربوط است به بنیاد دموکراتیک این جمهوری و نه به بنیاد اسلامی آن و در مقابل یک سلسله عبادات و معادلات وجود دارد که به جنبه‌ اسلامی حکومت مربوط می‌شود. ما می‌خواهیم تأکید کنیم که چنین نیست. اولاً به مصداق مصراع معروف «چون که صد آمد، نود هم پیش ماست» وقتی که از جمهوری اسلامی سخن به میان بیاوریم، به‌طور طبیعی، آزادی و حقوق فرد و دموکراسی هم در بطن آن است. ثانیاً، اساساً مفهوم آزادی به آن معنا که فلسفه‌های اجتماعی غرب اعتقاد دارند با آزادی به آن معنا که در اسلام مطرح است، تفاوت عمده و بنیادی دارد. » 10

*نتیجه گیری

هر انقلابی برای تداوم و پویندگی خود نیاز به پشتوانه فکری دارد که در انقلاب اسلامی ایران بدون تردید مطهری چنین جایگاهی دارد و به عنوان یک مبنای فکری و ایدوئولوگ نظام جمهوری اسلامی قلمداد می‌شود که با خلق آثار عمیق و ژرف خود توانست به این مهم به خصوص در التقاط زدایی از تفکر ناب اسلامی جامه عمل بپوشاند. از مطهری نوشتار و گفتارهای زیادی (حدود 70 کتاب و 1000 نوار) به جای مانده که نشان دهنده حجم بالای فعالیتهای فکری و علمی در این زمینه است. نظام جمهوری اسلامی، با اتکا بر مبانی دینی و مردمی، تجربه کاملا نوینی از نظر شکل و ماهیت سیستم حکومتی است که در شکل و محتوا وامدار اندیشه‌های مطهری است.

____________________________
1. سید احمدحسینی خراسانی، ولایت فقیه از نگاه شهید مطهری، فصلنامه فقه، 1382، شماره 39، ص 12.
2. مرتضی مطهری، عدل الهی، تهران، انتشارات صدرا، 1371، ص 8.
3.مرتضی مطهری، اسلام و مقتضیات زمان، جلد اول، تهران، انتشارات صدرا ، 1373، ص14.
4.مرتضی مطهری، امامت و رهبری،تهران، انتشارات صدرا، 1364، ص 210.
5. مرتضی مطهری،پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، انتشارات صدرا، 1379، چاپ پانزدهم، ص 52.
6.همان، ص79.
7.همان، ص81.
8.همان، ص80.
9. محمدحسین واثقی  مصلح بیدار (مجموعه مصاحبه ها و مقالات و سخنرانیها و... دربارة استاد مطهری)، تهران، صدرا، 1378، صص 81-82.
10. مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص99
۰ نظر ۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۵۳
جواد شفیعی

جهاد فی سبیل الله ؛بارها شنیده ایم که اقسام مختلف دارد و اساسا دفاع و مجاهدت و انقلابی زندگی کردن بسیار دشوار و سخت است و البته محرومیتهایی هم به همراه دارد؛ جوانان مومن و انقلابی ایران اسلامی بدون شک همشان علاقمند و آماده دفاع از حرم اهل بیت هستند و روحیه شهادت طلبی و ایثار و از خودگذشتگی در آنها موج میزند و بیدار است.

امروز تهاجم سنگین به خیمه انقلاب در جنگ باورهاست، در تفاون جهانبینی هاست؛امنیت امروز ایران اسلامی با سربازان انقلابی و مدافعان حرم که فدایی امام خامنه ای هستند در حال تامین است و مردم خوب میدانند که اگر مثل بروکسل و پاریس نیستیم حتما بخاطر کسانیست که گوش به فرمان امر ولایت و مقام معظم رهبری هستند و هرگز در دام خیانت پیشگانی که آگاهانه دنیای فردا را دنیای بدون موشک خیال میکنند و میخواهند دست و پای ملت را دو دستی ببندند و تحویل جهانخواران غرب و شرق و تکفیریهای مزدور اسرائیل بدهند نخواهند افتاد.

در کنار دفاع از حرم؛ جوان مومن و انقلابی باید بداند که از خودگذشتگی در میدان دفاع از باورها هم یک تکلیف جدیست؛باید از راحتی ، آبرو ، زندگی و خیلی از محبوبیت های ظاهری گذشت تا بتوان از باور به اسلام؛ باور به کارآمدی نظام اسلامی و باور به امکان تداوم نظام اسلامی دفاع کرد و آنرا هم تحقق بخشید.

این فرمایش کلیدی مقام معظم رهبری در روز ولادت حضرت زهرای اطهر(س) که فرمودند: « اینکه مداحان برای مدافعان حرم می‌خوانند بسیار با ارزش است؛ در این شکی نیست/ در کنار این، یک کار مهم‌تری هست و آن تقویت باورهای جوانان است/ دشمن دارد علیه باور به اسلام، باور به کارآمدی نظام اسلامی و باور به امکان تداوم نظام اسلامی کار می‌کند.» اشاره به همین اهمیت همزمان دفاع از حرم و دفاع از باورهای انقلاب است.

دفاع مهمتر برای جوانان مومن و انقلابی در کنار برادران جان برکف مدافع حرم در درون ایران اسلامی و جهان اسلام ؛تقویت باورهای جوانان است؛در حالیکه هر چه گرفتاری که مردم ما پس از انقلاب تا کنون کشیده اند از لیبرالها و تفکرات لیبرالی بوده باید سنگرهای صورت و سیرت نظام را تقویت کرد و نمونه های خوب آن در همه ابعاد فرهنگی و هنری و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و ورزشی و علمی در طول انقلاب اسلامی بسیار است.

=====

انتشار با ذکر منبع بلامانع است. به قلبم جوادشفیعی ثابت.javadshafiei.ir

۰ نظر ۱۱ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۱۱
جواد شفیعی

ما چرا خودمان و ملت و مسئولین کشورمان را دست کم بگیریم و همه عقل و تدبیر امور را در تفکر دیگران خلاصه کنیم؟

.

من به طلاب عزیز هشدار مى‏دهم که علاوه بر اینکه باید مواظب القائات روحانى نماها و مقدس مآبها باشند، از تجربه تلخ روى کار آمدن انقلابى نماها و به ظاهر عقلاى قوم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتى نکرده ‏اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزیهاى بیمورد و ساده اندیشیها سبب مراجعت آنان به پستهاى کلیدى و سرنوشت ساز نظام شود ..

من امروز بعد از ده سال از پیروزى انقلاب اسلامى همچون گذشته اعتراف مى‏کنم که بعض تصمیمات اول انقلاب در سپردن پستها و امور مهمه کشور به گروهى که عقیده خالص و واقعى به اسلام ناب محمدى نداشته‏ اند، اشتباهى بوده است که تلخى آثار آن به راحتى از میان نمى‏رود، گر چه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روى کار آمدن آنان نبودم ولى با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الآن هم سخت معتقدم که آنان به چیزى کمتر از انحراف انقلاب از تمامى اصولش و هر حرکت به سوى امریکاى جهانخوار قناعت نمى‏کنند، در حالى که در کارهاى دیگر نیز جز حرف و ادعا هنرى ندارند. امروز هیچ تأسفى نمى‏خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اول هم نبوده ‏اند. انقلاب به هیچ گروهى بدهکارى ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاى فراوان‏ خود را به گروهها و لیبرالها مى‏خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه براى پذیرفتن همه کسانى که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولى نه به قیمت طلبکارى آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر امریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جارى مى‏کنید؟ چرا شعار نه شرقى و نه غربى داده‏ اید؟ چرا لانه جاسوسى را اشغال کرده‏ ایم و صدها چراى دیگر. و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تأثیر ترحمهاى بیجا و بیمورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونه ‏اى تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهى زیر سئوال بروند. من بعض از این موارد را نه تنها به سود کشور نمى‏دانم که معتقدم دشمنان از آن بهره مى‏برند، من به آنهایى که دستشان به رادیو- تلویزیون و مطبوعات مى‏رسد و چه بسا حرف‏هاى دیگران را مى‏زنند صریحاً اعلام مى‏کنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بى‏ پناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقى و نه غربى عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادى امریکا و شوروى را در تمام زمینه‏ ها کوتاه مى‏کنم و اطمینان کامل دارم که تمامى مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامى خود هستند.(امام خمینی ره )

1367/12/3صحیفه امام، ج‏21، ص:-285
۰ نظر ۰۵ فروردين ۹۵ ، ۱۰:۰۸
جواد شفیعی
فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه شرط شهید شدن، شهید بودن است، اظهار داشت: اگر کسی شهید بود، شهید می‌شود و اگر از کسی بوی شهید استشمام نکردید، ولو آن که کشته شود، شهید نیست، شهید کسی است که وقتی او را می‌بینید، سخن او را می‌شنوید و با او رفاقت و مجالست می‌کنید، بوی شهادت را از او استشمام کنید.
 
وی سه پایه اصلی برای شهید بودن را مورد اشاره قرار داد و افزود: نخستین پایه شهید بودن، هجرت از خود است که تا رخ ندهد، هجرت از وطن، مال، مقام و مابقی اتصالات دنیوی اتفاق نمی‌افتد.
 
سردار سلیمانی با اشاره به اینکه شهدا به همه نفسانیات و وابستگی‌های خود آتش زدند، عنوان کرد: پایه دوم و سوم شهید بودن، مجاهدت و پایبندی به عهد است که همه آن‌ها مصادیق قرآنی دارد.
۰ نظر ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۴۱
جواد شفیعی

در میان انبوه تبلیغات انتخاباتی با رنگها و سلایق مختلف؛ و با حضور شخصیتهای ارزشمند و بزرگوار  با احترام به همه هواداران کاندیداها ؛ میخواهم به عنوان یک شهروند کوچک این جامعه بزرگ در کشور عزیزم ایران اسلامی در عصر صفر و یک دیجیتال؛ من هم اعلام موضع نمایم!

بنرها و پوسترهای خیلی از کاندیداها را دیدم و ارزیابی کردم؛ از دعوت عده ای به خود تا دعوت عده ای به خدا از دعوت عده ای به لیست خود تا دعوت به فهرست راه خدا ... از میان همه خوبان من به دو نفر را برگزیدم.

این دو نفر در ابتدای راه خوشبختی بی تردید رای آورده اند و چون از خود گذشتند ؛ خدا هم از آنها گذشت و صد البته بدون رای ما وارد مجلس خدا شدند.

این دو نفر سرلیست های این ماههای قلب دردمند و پر تلاطم خیلی ها بودند؛ همرزمان فاتحشان در نبل الزهرا با دست پر برگشتند و خدا قوت برادران عزیز و از جان گذشته؛ شما مدافعان حرم؛ شهیدان زنده اید که برگشته اید؛ و من ضمن اعلام شرمندگی در برابر شجاعت و ایثار و از خودگذشتگی شما؛ اعلام میکنم اینجاست که در برخی از صحنه های نبرد زندگی مرد از نامرد مشخص میشود.

در صحنه انتخابات سره از ناسره؛ خودپسند از خداپسند؛ عاقل از عاقل نما؛ مرد از نامرد مشخص میشود؛ ای همرزمان این دو منتخب خط شکن؛ درود بر شما؛ بصیریتتان بهترین انتخاب بود؛ و اعلام میکنم در برگ رای انتخابات به دو نفر رای میدهم شهید سید اسماعیل سیرت نیا و شهید حامدکوچک زاده و در سومین گزینه ، به همه مدافعان حرم از آنانی که به حق پیوستند و از آنانی که در مسیر این مجاهدان گام برداشته و برمیدارند رای خواهم داد...

=-=-=-=-=-=-=-

این عید شرمنده خانواده های شهدای مدافع حرم کشورم هستم از فرزندان شهیدطاهرنیا تا فرزندان شهد حبیب روحی و تا خانواده شهید عبدالله باقری...


۱ نظر ۲۸ بهمن ۹۴ ، ۰۸:۳۸
جواد شفیعی
۰ نظر ۱۴ بهمن ۹۴ ، ۱۱:۰۹
جواد شفیعی

وقتی می‌خواست بره و من ناراضی بودم همیشه کاری می کرد راضی شوم. اما سری آخر گفت: این بار تو راضی نباشی نمی روم. گفتم: نه دلم می آید بگویم نرو نه اینکه بگم برو. اگر بگویم به خاطر دلتنگی نرو که تحمل می کنم، بگم نرو چون شهید می شود خب اگر عمر آدم تمام شود هر جا باشد می میرد به بهانه تصادف و سکته و ... اون وقت اگر اینجا یک چیزی شود هیچ وقت خودم را نمی بخشم که نگذاشتم به آرزویش برسد.

به هر حال گفت: ناراضی باشی نمی روم چون تو هم از این زندگی حق داری و اگر من بروم از این به بعد سختی ها و مشکلات بچه ها فقط روی شانه خودت هست. با شنیدن این حرف‌ها احساس می کردم دفعه آخر است اما نمی خواستم به خودم اجازه بدهم این حسم غلبه کند. وقتی که رفت قرآن را باز کردم آیه 100 سوره توبه آمد «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری تَحْتَهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها أَبَداً ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیم‏» یعنی: «پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانى که به نیکى از آنها پیروى کردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نیز) از او خشنود شدند و باغهایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جارى است. جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزى بزرگ»!، دلم لرزید و گفتم: دیگه تمومه!

۱ نظر ۰۶ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۵۳
جواد شفیعی
۰ نظر ۱۵ دی ۹۴ ، ۱۰:۱۴
جواد شفیعی